بافت دستی و ماشینی

در گذشته بافتن ترمه توسط دو نفر استاد کار و گوشواره کش انجام می گرفت.استادکار در پائین و پشت دستگاه قرار می گرفت و گوشواره کش در بالای دستگاه استقرار یافته کارش را که انتخاب و تعیین نخ های مخصوص جهت ایجاد نقش بر روی پارچه و هدایت نخ ها به پائین برای انجام کار بافت بود انجام می داد.در حقیقت حاصل همکاری و هماهنگی استادکار بافنده و گوشواره کش سبب ایجاد نقوش زیبا بر روی پارچه های ترمه می گرفت ولی نقش اصلی را "نقش بند " بر عهده داشت.نقش بند نقش ترمه را در ذهن خود جای می داد و سپس روی کاغذ شطرنجی پیاده می کرد و بعد از طراحی روی کاغذ شطرنجی یکی یکی فاصله های رنگ آمیزی کاغذ شطرنجی را با نخ روی دستگاه بافندگی پیاده می کرد. (هر گوشواره یک ردیف خانه های شطرنجی به صورت افقی است )40 گوشواره یعنی 40 خانه افقی شطرنجی که روی کاغذ شطرنجی پیاده می گردید که به آن یک دستور(اجزای طرح )می گفتند. هر طرح امکان داشت از یک دستور الی پنج دستور تشکیل گردد که به آن نقش ( دستور بافت ) می گفتند. اگر یک طرح از90 خانه افقی و 80 خانه عمودی تشکیل شده بود به آن نقش دو دستوری 90تایی و اگر از 120خانه عمودی و 90خانه افقی برخوردار بود به آن نقش سه دستوری 90تایی می گفتند. هر نخ دستور مشته نام داشت و هر مشته نشان دهنده یک خانه عمودی بود. تعدادی نخ دیگر هم وجود داشت که به آن اصطلاحا " لا " می گفتند. یعنی اگر طرح و نقشه 6رنگ رو داشت تعداد نخ های دستور به 6قسمت نامساوی طبق رنگ آمیزی افقی تقسیم و به وسیله 5لا از هم مجزا می گردید.نخ نمره 60 و 40 دولا جهت تار ورد استفاده قرار می گرفت. ترمه خوب به طرح آن نیز بستگی داشت. چون طرح بود که بعدا روی پارچه نمایان می گردید.بجز نقش بند که نقش بند اصلی را ایفا می کرد دو نفر دیگر در کار بافتن ترمه دخالت داشتند :یکی بافنده که چگونگی بافت توسط نقش بند به او گفته می شد که مثلا طرح شش رنگ زرد سفید گلی سبز آبی و مشکی ببافد و یا اول یا آخر کار آبی را تکرار کند و در اثر تکرار هر نقش بود که نتیجتا نقش پارچه ایجاد میشد و دیگر گوشواره کش که کارش ساده تر از بافنده بود. چون نخ های دستور به وسیله تعداد نخ افقی که به آن گوشواره گفته می شد مجزا شده و بایستی به ردیف به وسیله "کله گردون "نخ های دستور و شریت ورد را که به تار وصل است بالا بیاورد تا تعداد نخ های تار که طرح باید بافته شود بالا بیاید. نخ های دستور که عمودی هستند به تعدادی نخ افقی وصل می گردید. که این نخ ها را "شریت" می گفتند و چنانچه نقش 90تایی می شد شریت هم از 90نخ تشکیل می شود.نخ های تار از سوراخ هایی که در وسط میل میلک ها قرار داشت عبور داده می شد. از هر سوراخ میل میلک 2نخ تار عبور می کرد. طرف بالایی هر میل میلک به وسیله نخی به طول 10 س به شریت وصل می گردید و وقتی که گوشواره کش نخ های دستور رابالا می آورد تعدادی از نخ های شریت هم بالا می آمد. بافنده به وسیله "کله سیخ" آنها را در بالا ثابت نگه می داشت و بعدا از چهار وردکه فقط در ترمه جهت بسته شدن پود روی ترمه استفاده می شود پود گذاری می کرد و به کار بافندگی خود ادامه می داد. این وردها به وسیله "پوشال" به طرف پائین می آمدند. اولین پوشال را که فشار می دادند سبب می شد که ورد اولی به طرف پائین آید و 3ورد دیگر بالا بماند و برای پودگذاری آماده شود.

اغلب کارگران گوشواره کش بچه های 10-12 ساله بودند. گوشواره کش ها هیچ نقشی در طرح و رنگ آمیزی ترمه نداشتند و تنها به دستور نقش بند عمل می کردند و دسته های نخ را بالا و پائین می کردند. چنانچه اشتباهی صورت می گرفت مثلا یک دسته نخ (مشته) مجزا شده ناخودآگاه حذف و یا دوبار تکرار می شد. ترمه از لحاظ رنگ آمیزی به هم می خورد.نقش اصلی در حفظ کیفیت بافت ترمه برعهده بافنده بود، چنانچه بافنده ای ترمه را یکنواخت می بافت یعنی دفتین را که وسیله ای جهت کوبیدن پود در پارچه است در عرض پارچه به یک اندازه و یکنواخت استفاده میکرد و همچنین متوجه بود که گوشواره کش نخ ها را کم و زیاد بالا نبرده و نخ های پاره شده را در موقع پاره شدن زود وصل می نمود، ترمه بافته شده مرغوب بود و بافنده آن ماهر به حساب می آمد. وقتی پارچه از دستگاه بیرون می آمد تراکم پود یکنواخت طرح صاف و رنگ آمیزی بدون اشتباه بود و نهایتا تمام نقوش ترمه با زیبا ئی هرچه تمام تر جلوه گر می نمود و این کار حاصل همکاری و هماهنگی استادکار و گوشواره کش بود که پارچه ای زیبا و بی نقص را ارائه می کردند.اغلب ترمه بافان به صورت کارمزدی به تولید و بافت ترمه مشغول بودند. بدین صورت که آنها مواد اولیه موردنیاز خود را از صاحب کار تحویل گرفته و به ازای مقدار پارچه ای که می بافتند و برحسب نوع بافت و نقش آن مزد دریافت می کردند.تولید هر بافنده نیز متناسب با چگونگی طرح و نحوه بافت در برابر 5 تا 10 ساعت کار بین 20 تا 50 سانتیمتر و گاهی هم بیشتر بود.لازم به ذکر است که برای بافت ترمه تمامی مقدمات آماده سازی نخ باید انجام می گرفت. در حقیقت پس از شستن پشم ریسیدن و رنگرزی اقدام به بافت می گردید.ترمه بافی هم اکنون در شهرهای یزد و کرمان رواج دارد که البته تولید آن با استفاده از دستگاه ژاکارد صورت می گیرد و روزانه در حدود 70سانتیمتر پارچه ترمه توسط این دستگاه بافته می شود.


در اوایل قرن سیزدهم جهت پیشبرد و کارایی بیشتر و تکامل نوع بافت سعی و کوشش فراوانی مبذول و شخصی به نام رضا ترک نوع بافت با انگشت را که علاوه بر کندی تولید خسته شدن بیش از حد بافنده را در پی داشت بافت با انگشت را به ماکو باف تبدیل و از ابزار و وسایل بیشتری از جمله ماکو دفتین و نقشه توسط دونفر یکی استاد کار و دیگری گوشواره کش که گوشواره کش در محلی بالای دستگاه که از سطح زمین 2متر بالاتر است قرار می گیرد و نقشه را که از نخ تهیه می شود با دست به بالای دستگاه کشیده و در اصل کار دستگاه ژاکارد را انجام می دهد.ترمه بافته شده به نام رضاترکی معروف و در شهرهای تبریز- مشهد- ارومیه و کرمانشاه ;به فروش می رفته است. در اواخر قرن سیزدهم کارگاههای ترمه بافی کاهش و بر اثر کم شدن تولید به بالا بردن کیفیت این هنر ظریف و اصیل توجه و اهمیت بیشتری معطوف گردید و منسوجات ترمه با کیفیت بهتر و با نقش های طراحی شده توسط ملاحیدر و جعفر نقش بند و حسین خجسته (حسین عباس )عرضه که تا سال 1340 ترمه خجسته با نقشهای کشمیری – گلزاری- گلستان –جقه ای و بته بزرگ ادامه داشت.اکنون کارگاه های دستی ترمه بافی در شهر یزد جای خود را به بافت پارچه های بسیار ساده داده اند و ترمه بافان مشهور یزد کارگاه های بافندگی دستی را به کارگاه های بزرگ ریسندگی و بافندگی تبدیل نموده اند.از آنجائیکه منسوجات ترمه از لحاظ نقش و نوع بافت و مواد اولیه مصرفی متنوع بوده بهترین نوع آن ترمه کشمیر است. چه آنکه مواد اولیه ترمه اصیل از ابریشم و کرک نازک ریس تامین می شود و نخ کرک را با دست تابیده و دولا می کنند سپس توسط ناخن بلند شده بافنده که از وسط سوراخی جهت عبور نخ کرک تعبیه شده نخ صاف و یکنواخت با نقشه از پیش طراحی شده با انگشت بافته می شود و رنگ آمیزی آن از ترکیب 5 تا 8 رنگ و به طول 5/3 متر و عرض 110 سانتیمتر به مدت 6 ماه می بافتند.

دستگاه ترمه بافی دستی عموما چهاروردی و از ابزاری چون دفتین – نورد- پاوشال – میخ پاوشال – چوب دستک – کله میخ – کله گردان – خرک – چوب لنگر – منجنیق – تخته گوشواره کش – چله پیچ – چوب دستوربند – شانه نئی – فرشتی بند – تخته کارگر – متیز – جوجه – شتیرک – ماکو – شریت – ورت(گرت) که جنس آن از نخ بوده –نقش(دستور و گوشواره)- وزنه (کنیسه شن) و پهلوکش تشکیل می گردد.مواد اولیه مصرفی برای تولید انواع مختلف ترمه شامل نخ – مرسریزه – ابریشم طبیعی – کرک – پشم –ابریشم مصنوعی و ضریع میباشد. نخ نمره 60 و 40 دولا جهت تار مورد استفاده قرار می گیرد. پود آن از کرک خارجی و پشم و ضریع طبیعی یا مصنوعی و مواد اولیه مصرفی منسوجات ترمه بیشتر از کشور هند و از شهرهای یزد و اصفهان تهیه می شود.هر بافنده با دستگاه دستی روزانه 10 الی 100 سانتیمتر ترمه می بافد و سایر مراحل تولید آن از قبیل رنگرزی –شوکنی – ماسوره پیچی –چله کشی و طراحی بوده است.مرغوبیت ترمه اصیل دستباف به عواملی چون هفت رنگ بودن و رنگ آمیزی یکنواخت و ثابت با نقش های سنتی و تاروپودی از مرسریزه نمره 60 و کرک خالص ظریف و نازک ریس و ابریشم طبیعی و ضریع خالص بستگی دارد.

در سال 1809 با اختراع دستگاه تشکیل دهنده ژاکارد توسط شارل ماری مکانسین فرانسوی ،صنعت بافندگی هنری که تا آن زمان به صورت دستی انجام می گرفت به صورت مکانیزه درآمد. در ماشین های بافندگی عملیاتی مانند : دفتین زدن – پودگذاری –تشکیل دهنه و غیره توسط نیروی مکانیکی انجام می شود. ولی چنانچه نخ روی ماسوره تمام شود کارگر باید ماشین را متوقف سازد و ماسوره پر را جایگزین ماسوره خالی کند. همچنین کارگر باید به مجرد پاره شدن نخ پود یا نخ تار ماشین را متوقف کند تا از ایجاد عیوب مختلف در پارچه جلوگیری نماید.با این توضیح می توان نتیجه گرفت که ماشین های بافندگی احتیاج به کارگر زیادی دارد. در حقیقت در دورانی که کارخانجات بافندگی مجهز به ماشینهای اتوماتیک نبودند، هر ماشین نیاز به یک کارگر داشت. علاوه براین توقف ماشین جهت تعویض ماسوره سبب میشود تا راندمان ماشین به طور قابل ملاحظه ای کاهش یابد. این مسائل سبب شد که به مرور ماشین های بافندگی به مکانیزم هایی مجهز شود که عملیات فوق را به صورت اتوماتیک انجام داده باعث شوند یک کارگر بتواند با چند ماشین کار کند.اتوماتیک شدن ماشین های بافندگی در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم به کمال رسید. درحال حاضر استفاده از دستگاه های ژاکارد در ترمه بافی رواج یافته و گروهی از بافندگان ترمه به آن اشتغال دارند و تعداد 65 دستگاه را شامل می شود.دستگاه ترمه بافی عموما چهار ورودی است.