روش سنتی بافت ترمه

در ابتدا برای تاروپود ترمه از کرک استفاده می گردید ولی امروزه به جای کرک از پشم مرغوب استفاده می شود. ضمن آنکه بافت ترمه با استفاده از نخ ابریشمی هم در گذشته و هم در حال حاضر هم چنان مرسوم و متداول است.

پشم لطیف ترمه با دست ریسیده می شد و با مواد گیاهی به رنگهای بیشمار درمی آمد. در کشمیر آنرا به صورت قطعات کوچک می بافتند و آنرا هنرمندی رفوگر به نحوی به هم می دوخت که یکپارچه به نظر آید. ولی در ایران قطعات به صورت بزرگتر تهیه می شد شاید به این دلیل که پشم در اینجا ستبرتر و محکم تر است. برخی از قطعات به شیوه گلیم بافته می شود به نحوی که پشت و روی آن همسان است. ترمه های رنگارنگ راهمراه یا از نوارهای پهن(شال محرمات) و باریک(هفت رنگ) بافته میشود. نقش این راه راه ها معمولا تصویر گل با پود اضافی است.ترمه را با نقش های سرتاسری می بافتند مانند نقش بته یا درخت زندگی پرندگان با ردیف های گل و بعد نقش های مفصل تری رواج یافت با زمینه ای از گلهای ریز که تصاویر اسلیمی برگها و درختان و شاخ های گوزن در میان آنها نمایش داده می شد.مردان این ترمه ها را برای دوختن جامه های تشریفاتی به کار می بردند و زنان برای چادر کمری.

کم کم رنگهای تیره تری متداول شد و در دهه های اخیر ترمه را فقط به رنگهای تیره سرتاسری بافته اند زیرا نسل اخیر آنرا در سوگواری ها پوشیده است.ولی این مرحله نیز در تحول ترمه دارد به سر می رسد و کاربرد آن در دوخت لباس زنانه حتی در زربفت های فاخر را رواج داده است.در بافتن شال های کشمیری معمولا پود را از زیر یک تار و از روی دو تار مجاور رد می کنند و این ترتیب در قسمت های ساده شال تکرار می شود و در نقشه ها هم سعی می شود که این ترتیب حفظ شود مگر در جائی که نقشه حکم کند که پود از روی تعداد کمتر یا بیشتری تار رد شود. این ترتیب ایجاد خطوط منظم راه کج را در شال می کند. حتما زمینه ساده سیاه شال های کشمیری هم از همین ترتیب دو به یک پیروی شده است یعنی هر پود از روی دو تار و از زیر یک تار مجاور مکررا عبور می کند. نخ رنگی که برای ایجاد نقشه به کار می رود و در ترمه ها معمولا حکم پود را دارد جزء اصلی پارچه به حساب می آید. عبور این نخ (یا پود) از روی دو تار یا بیشتر و از زیر یک تار به این دلیل است که سعی شود تارها پوشیده شوند و زیاد به چشم نیایند. نوع دیگری بافت هم وجود دارد که زیاد متداول نبوده و در آن پودهای رنگی (یا پودهای نقشه) قسمت اصلی پارچه را تشکیل نمی دهند. یعنی اگر این پود شکافته شود جای آن خالی نمی ماند و پود دیگری که زمینه را تشکیل می دهد نمایان میگردد.

در این ترمه ها یک پود هیچ گاه تمام عرض پارچه را طی نمی کند. چون نقشه ها طوری است که قسمت ساده ای که از یک شیرازه تا شیرازه دیگر امتداد داشته باشد وجود ندارد و با برخورد به مرز رنگ دیگر بافنده باید از نخ دیگری استفاده کند. معمولا دو نخ پود مجاور از پشت به یکدیگر قلاب می شوند به طوری که جای خالی بین آنها نماند و به اصطلاح ترمه مشبک نشود و خوشبختانه چون از پشم بسیار لطیف برای بافتن ترمه استفاده می شود برآمدگی در این قسمتها دیده نمی شود. اکثر شالهای کشمیری طوری بافته شده اند که قسمت اضافه هر پود را در رج بعدی به کار برده اند و پشت ترمه نخ های آزاد به چشم نمی خورد.در شالهای کرمانی کمتر این رسم وجود داشته و اکثرا قسمت اضافه پودها در پشت ترمه بلا استفاده و آزاد می مانده است. شالهای خراسان و یزد هم مثل شال کرمان پشتشان دارای قسمت های اضافه پودهای رنگی است. در ایران چون بیشتر ترمه را برای دوختن لباس به کار می بردند بافنده های ایرانی به پشت ترمه اهمیت چندانی نمی دادند در صورتی که در به وجود آوردن نقشه ها و طرحهای عالی آثار بسیار مهمی از خود به جا گذاشته اند.

بافتن ترمه های پشمی در کشمیر قبل از ایران متداول گردید و از دوره صفویه تا قاجاریه ترمه های کشمیری به ایران صادر می شدند. ترمه های کشمیری از پشم بسیار لطیف و نرم بره های کشمیر بافته می شدند. به دلیل نرمی خاص این پشم ترمه های بافت کشمیر پوست بدن را ناراحت نمی کنند و غالبا برای لباسهای درباری و اشرافی در هندوستان و ایران به کار می رفته اند.بافت بسیار ظریف و نقشه ها و طرح های عالی ترمه ها را ;بین تمامی منسوجات دنیا شاخص نموده اند. ترمه را در اندازه های مختلفی می بافتند. چارقد و رویه لحاف و پرده و سفره و جانماز هم علاوه بر شال بافته میشده است. نمونه های کشمیری جانماز با طرح های کاملا صفوی هم یافت شده است که نشان میدهد که بسیاری از ترمه های کشمیر را طبق سلیقه و دستور ایرانیان بافته اند.

ترمه پارچه ای است که در آن از دو سری نخ تار و پود استفاده می شود. پود در پشت پارچه به صورت آزاد قرار می گیرد ،بدین جهت تراکم پودی آن زیاد است. طریقه بافت پارچه ترمه به وسیله استفاده از نیروی انسانی دونفر بوده که یک نفر بافنده معمولی است و نفر دوم در بالای دستگاه بافندگی نشسته و ایجاد دهنه کار می کند و این ایجاد دهنه کار با طرحی که موردنظر است بستگی دارد و فردی که ایجاد دهنه کار می کند متناسب با نقشه دسته تارها را بالا و پائین می برد و بافت کلیه پارچه های ترمه دستباف سرژه 2/2 است و پهنای پارچه تولید شده باید 2+90و 3+120 سانتیمتر باشد.اگرچه این دستگاه امروزه دیگر در جریان نیست و به ماشین تبدیل گردیده است ولی از متروک شدن آن دیری نپائیده و بافته های دستی آن که از اهمیت ویژه ای بهره مند است و تقریبا حالت عتیق شدن را به خود گرفته در دست مردم یافت می شود.

دو نفر کارگر آن به نام های گوشواره کش و شاگرد بوده اند. گوشواره کش نقش را طراحی و اجرا می نموده و با وسیله ای چوبی که نوک فلزی تیزی داشته به نام "کله گردان" نقشه را کشیده و به کمک رشته های ابریشمی شاگرد دوپود یا دو ردیف می بافته است.این عمل باید دوتا دوتا ادامه یابد هر ردیف را گوشواره می گویند که از 6رنگ زرد وسفید و سرخ و سبز و آبی و مشکی تشکیل شده است و به کار 6رنگه ای معروف است. (البته کارهای چهار رنگه ای و هفت رنگه ای نیز هست).هر ردیف را که گوشواره کش می کشیده کارگر دوعدد چوب به نام "کله سیخ" را در میان دو ردیف تارهای افقی به نام شریت قرار می داده است.شریت ها روده های گوسفند تابیده ای بوده که به علت سفت و محکم بودن مورد استفاده قرار می داده اند و به طور متوسط تعداد رشته های آن 120عدد بوده و 120عدد هم نخ به طور عمودی در لابلای آنها به نام دستور قرار می گرفته است.هر دستگاه 6رنگه ای دارای 6 ماکو بوده که هر ماکو در موقع لزوم و بر طبق طرح ترمه ای که گوشواره کش طرح نموده مورد استفاده قرار می گرفته است. به طور کلی ترمه را اگرچه امروزه به کمک دستگاه های برقی به متراژ بیشتری در روز می بافند ولی به واسطه صرف وقت و هزینه مخصوصا اگر ابریشمی باشد از اهمیت و ارزش ویژه ای برخوردار است. به عبارت دیگر انواع پارچه ای نیست که همه کس آنرا مورد استفاده قرار دهند زیرا ترمه های دستی بسیار نادر است.