تاریخچه ترمه

ایرانیان از همان آغاز تاریخ خود با ذوق و استعدادی سرشار به آفریدن آثار هنری زیبا پرداخته و به همین جهت شهرت جهانی یافته اند.در میان هنرهای ایران بافندگی از زمانهای بسیار قدیم مقام مخصوصی داشته است و بافته های ایران از دوره های پیش از اسلام در جهان باستان معروفیت خاصی در پیش ملتهای دیگر داشته است به طوریکه در شرق و غرب علاوه بر خرید و فروش آنها مورد تقلید و اقتباس قرار می گرفته اند . بسیاری از مردم به خصوص زنان در بافتن و گلدوزی و هنرهای مربوطه تعلیم می دیدند و همیشه در میان زن ها و دوشیزگان رقابت در به وجود آوردن کارهای بهتر و نقشه ها و طرح های جالب تر و زیباتر وجود داشت و این امر سبب استقامت و حوصله ای که برای بافتن ترمه و سلسله دوزی لازم است در تخیل آدمی نمی گنجد.برای مثال برای بافتن یک طاقه شال نفیس سه یا چهار دختر بافنده پنج سال کار می کردند. پژوهندگان و اساتید هنر در سراسر جهان همواره علاقه فراوانی به هنرها و صنایع سنتی ایران نشان داده اند و در حالیکه گزارشهای مفصلی از هنرهای مختلف ایران برجاست موجب شگفتی است که درباره هنر بافت و رنگرزی ترمه که شاید ظریف ترین و زیبا ترین حاصل فرهنگ و سنت ایران باشد کمتر چیزی نوشته شده است.
شال های پشمی ایران و هند که به آنها نام شال کشمیر (ترمه) اطلاق گردیده به احتمال قوی زیباترین پارچه هائی هستند که به دست انسان بافته شده اند. واژه ترمه به کسر "ت"و سکون "ر"و کسر "م" لغتی است هندی و به معنی درخت سروی است که نوک آن خمیده شده باشد.علل وجودی سرو شکسته را در نقوش ترمه بعضی خضوع و خشوع در مقابل عظمت الهی و آفرینش هستی می دانند. عده ای دیگر سرو را به جای ایران و شکستگی آن درمقابل اعراب بعد از جنگ (ایران و اعراب) می دانند. ترمه که به روایتی از ایران به کشمیر راه برده است و به روایتی دیگر در کشمیر تولد و تکوین یافته و در ایران نیز ریشه دوانیده عمری تقریبا چهارصد ساله دارد و از پیشینه آن تا قبل از سال نهصد هجری قمری اطلاع چندانی در دست نیست. ایرانیان معمولا خواستگاه شال را کشمیر می دانند زیرا شالهای کشمیر به سبب مرغوبیت بسیار بر بازار ایران غلبه داشته است اما شواهد فراوانی در دست است که این هنر اولین بار توسط شاهزاده ای ایرانی که به عنوان گروگان در دربار تیمورلنگ به سر می برد، به کشمیر برده شد و با بافندگانی که زین العابدین شهریار فرهنگ پرور سده نهم هجری آنان را از ایران برد در کشمیر رواج یافت. در تاریخ کشمیر نوشته اند که منسوجات پشمی اصل بیگانه درند و برازنده شاهانند و اینک کشمیری ها آنرا می بافند.

این هنر در کشمیر رواج به تکامل رسیده و پس از بازگشت دوباره به ایران ،تدریجا مردم یزد و پاره ای از سکنه شهر کرمان نیز به این هنر آشنائی یافتند و موجب بالندگی و رشد آن شدند. به گونه ای که حتی بر ترمه بافان کشمیری نیز تاثیر گذاشتند.

بسیاری از محققان صراحتا اظهارنظر کرده اند که شیوه های تولید ترمه های کشمیر و نحوه رنگ آمیزی و حتی نقوش مورد استفاده ترمه بافان کشمیری به شدت متاثر از هنر پارچه بافی ایرانیان عصر صفویه بوده است و تنها مزیتی که ترمه های کشمیر برتولیدات صنعتگران ایرانی داشته و باعث مرغوبیت آنها بوده است ، مواد اولیه است،زیرا مواد اولیه ترمه اصیل از پشم و کرک نازک ریس نوعی بزکوهی که در ارتفاعات سه هزار متری هیمالیا می زیسته تامین می شده و چون در آن دوران ایرانیان به سهولت قادر به شکار و نتیجتا استفاده از پشم و کرک آن نبوده اند، اجبارا از پشم بهره گرفته اند.

ترمه بافی به شکل سنتی آن هم اکنون در هوتک کرمان و در یزد و نیز در کارگاه های اداره کل هنرهای سنتی وابسته به سازمان حفظ میراث فرهنگی صورت می گیرد