ویژگی های ترمه ایران

راز جذابیت و چشمگیری ترمه های ایران در جادوی رنگهایشان نهفته است. رنگهای مشتق شده آنها از گیاهان طبیعی و حشرات وحتی حیوانات عطش فطری را در آدمی برای زیبائی مطلقشان تحریک میکند

رنگها معمولا از گیاهان گرفته میشوند و ماده رنگ کننده شان ممکن است در ریشه وتنه و برگها وگل و میوه یا پوست میوه باشد.مثلا ماده رنگی رناس در ریشه اش قرار گرفته درحالیکه در انار منبع رنگ پوست میوه آن است.رنگها در ایران و کشمیر یا از درختان محلی یا از کشورهای همسایه ای که با آن ها روابط تجاری داشتند تهیه میشد.به عنوان مثال بهترین ریشه درخت رناس را اکثرا رنگرزان کشمیر از یزد وارد می کردند و شال بافته شده را با آن رنگ به ایران صادر می نمودند.

روشهای عالی رنگرزی با رنگهای نباتی مهمترین عامل شکوه افسانه ای ترمه است.در صده اخیر که هنر ترمه بافی روند نزولی خود را طی نمود، این روشها در معرض خطر نابودی قرار گرفتند و با اینکه قالیبافان ایرانی تا مدتی به استفاده از رنگهای نباتی ادامه دادند آنها هم به زودی طعمه رنگهای صنعتی مانند انیلین و رنگهای بازیک گردیدند. دولت ایران برای احیای رنگ آمیزی نباتی ،حدود پنجاه سال قبل پروفسور وارنکف را که در فن رنگرزی با رنگهای نباتی مجرب بود از بلژیک دعوت نمود .وی آموزشگاهی تشکیل داد و با تدریس فنون رنگ آمیزی نباتی ، به احیای این فن پرداخت.

یکی از دلایلی که فن پشم بافی در ایران و کشمیر به این مرحله شکوفائی رسید این است که پشم این مناطق جنس مطلوبی دارند و این به خاطر کنترل نژاد گوسفند هائی بود که منجر به ایجاد پشمی شد که نرتر و محکمتر بود.این پشم تاحدی قابل ارتجاع و براق بود و رنگی کاملا سفید و طول خوبی داشت و مجعد نبود.سطح رشته های این پشم فلس هائی مانند فلس ماهی دارد و به همین دلیل قابلیت جذب رنگ و دندانه را داراست. وقتی این فلس ها الگوی منظمی تشکیل می دهند پشم به صورت صاف و درخشان و محکم در میاید اما فلس های نامنظم پشم را ضعیف و خیلی زبر می کنند.لطیف ترین پشم گوسفند به ترتیب در پهلوها وشکم و پس گردن و سر و ساق پا قرار دارد.صاف ترین و نازک ترین پشم معمولا برای بافتن ترمه به کار گرفته میشد در حالیکه پشمهای زبرتر برای قالیبافی به کار هنری میرفت. بهترین نوع پشم می تواند قرن ها دوام بیاورد چنان که این پارچه های هنری این خصوصیات را داشته اند. به ندرت میتوان وجود پشم با رنگ طبیعی را در منسوجات پشمی مشاهده کرد. این تا حدی به خاطردر دسترس بودن رنگهای گیاهی و تاحدی به خاطر عدم دوام رنگهای طبیعی است که رنگهای طبیعی نمی توانند در مقابل نورآفتاب دوام بیاورند و همیشه مورد استفاده قرار گیرند.چون این پارچه های ترمه درخانه ها برای مدت های مدید به عنوان گنجینه هائی حفظ می شوند و دارای ارزش معنوی و عاطفی بسیاری نیز هستند حفظ و نگهداریشان مورد علاقه مردم می باشد. بنابراین مساله استفاده از رنگهای طبیعی هیچ وقت مطرح نشده است.

یکی از مهمترین وظایف بافنده رعایت کردن هارمونی رنگ هاست . مهمترین اصل این است که سعی شود رنگها با هم متجانس باشند یا به عبارت دیگر از یک گروه باشند.به عنوان مثال رنگ آبی روشن با آبی پررنگ و کرم با قهوه ای هارمونی زیبایی ایجاد می کنند. رنگهای قرمز و آبی و زرد که با هم کاملا متضاد هستند به سادگی با یکدیگر ترکیب شده اند و چنان هماهنگی ایجاد کرده اند که بیننده را متحیر می کند. پی بردن به این راز قدم مهمی در راه شناختن هنر ترمه های ایران است.

مطالعه و بررسی سطحی ممکن است این تصور را به وجود آورد که همان طوریکه رنگهای بندهای مختلف متفاوتند رنگ تاروپودهائی هم که در این بندها به کاررفته تفاوت دارند و حال آنکه فقط رنگ پودها تغییر می یابند و تارها که جزء اولیه و اساس هر پارچه ای هستند در طول ترمه باید یک تکه و نتیجتا یک رنگ باشند.اگر از دورنگ تار استفاده شود و آنها گره زده شوند این گره ها درسطح پارچه برآمدگی ایجاد می کنند. فقط در شال های راه راه و محرمات از چند رنگ تار استفاده می کردند که باز رنگ تارها در تمام طول پارچه یکنواخت است فقط در عرض در فواصل معینی رنگ تار را طبق طرح قبلی تغییر می دادند.

یکنواختی و آمیزش طبیعی که در رنگهای متضاد و در رنگهای بسیاری از ترمه های دیگر مشاهده می شود بیشتر به خاطر تفاوتی است که در ضخامت تارها و پودهای این ترمه ها وجود دارد.این تفاوت ضخامت و گذراندن یک پود از روی چند تار و از زیر تعداد کمتری تار مجاور به طور مکرر ایجاد خط های اریب را در سراسر ترمه می نماید و چون رنگ زمینه (زیر) این اریب ها همان رنگ تار است و در تمام طول ترمه رنگ تارها یکسان است رنگهائی که به چشم بیننده می خورند مخلوطی از رنگ تار با رنگ پودها هستند و بیننده ناخودآگاه وجه مشترک و هماهنگی بین رنگها را حس می کند.

حفظ ترمه به مراتب مشکلتر از پارچه های ابریشمی است. ابریشم در مقابل بید مصون است و در مقابل رطوبت مقاومت بیشتری از خود نشان میدهد، در حالی که پشم را هم بید میخورد و هم بر اثر رطوبت جمع میشود و خصوصیات ساختمانی اولیه اش را از دست میدهد. متاسفانه بید مقدار زیادی از پارچه های قدیمی را نابود کرده و نمونه هائی که مربوط به قبل از قرن شانزده بوده اند به طور کلی از میان رفته اند.